(توحيد چيست)

توحيد تنها يك عقيده قلبي نيست كه انسان را به سوي عبادت و معبد مي كشاند و همين در كارهاي عبادي به كار آيد، و تنها يك مسئله فلسفي و كلامي نيست كه با دليل و برهان اثبات شود و به همين جا متوقف گردد ، بلكه حقيقتي است كه بايد در فكر و عقل و عمل تحولي پديد آورد و جهت زندگي و وضع اجتماعي را برگرداند و بناي ديگري بر اساس حاكميت خداوندي كه همه جهان ظهور اراده و حكومت مطلق اوست برپا دارد و انسان را از تنگناي دنيا برهاند و چشم انداز فكرش را وسيع و شخصيتش را مستقل گرداند.

شعار اين حقيقت لااله الا الله است كه جمله(لا اله) نفي هر اراده و پرستش و پناهندگي است و(الا لله) اثبات اين ها است براي معبود به حق ، در هم شكستن بتها و كاخ هاي حكومت ها و قانون سازي هاي بشري و بلندكردن شمشير و تير ظهور جمله نخستين ، و بناي مساجد و صفوف عبادت و اجراء احكام خداوندظهور دوم است ، و شعار ديگر آن كلمه ((الله اكبر)) است كه در نماز با برداشتن دو دست كه اشاره به پشت سر افكندن هر خاطره و هر اراده و هر عظمت غير حق مي باشد هم آهنگ است ، بانك اذان و جمله هاي آن و تكرارش در مفاصل زندگي شبانه روزي اعلام همين انقلاب و تحول و فرمان رستاخيز است به شرط آن كه گوينده و شنونده سر اين را درك كند و براي انجام اين فرمان برخيزد ،چنانچه تاريخ نشان داد اين بانگ مردمي را برانگيخت و انقلابات و صفوف جهاد را ايجاد نمود، ولي امروز كه مفهم اين نداي آسماني درك نمي شود و براي تنها عبادت بي روح گفته مي شود آن اثر را نمي نمايد ،اگر دوباره مسلمانان تجديد حيات نمايند و اين نداء را در دنياي شرك و ماده پرستي و ستمگري سر دهند و صفوف زنده اي برپا دارند مي توانند نظامات واژگون بشري را براندازند و نظام نوين توحيد در عبادت و فكر و قوا را برقرار سازند.

آيا براي نجات بشر در آن دوره جاهليت بت تراشي و بت پرستي و در اين جاهليت به صورت تمدن ماده و شهوت پرستي چاره اي جز اين تحول و تغيير جهت مي توان ياقت ، مثل اينكه مردم تعمد دارند چيزي نفهمند و نمي خواهند بفهمند ، چند سال پيش شخصي پيشنهاد كرد كه اجازه بدهيد يك ربع به اذان مانده نوار قرآن در مسجد بگذارم قرآن بخواند و بعد اذان بگويد، گفتم قرآنش مانع ندارد ولي اذان نه ، اذان مال شخص است،نه نوار، ناراحت شد ديگر نيامد خودش تشخيص نمي دهد كه آن همه ثواب را كه براي اذان هست نبايد به نوار حواله كنيم افراد آگاه و بيدار بايد او را استقبال كنند وقتيكه تذكر مي دهيم باز نميفهند بايد از تكرار اذان هر روز گوينده و شنونده ميوه هاي تازه بچينند.الله اكبربايد توخالي نباشد ، ديديد الله اكبرهاچه كار كرد ، علتش اين بود پر محتوا بود همه اش از يك حلقوم صادر مي شد با توجه بود هميشه بايد همين طور باشد، گوينده را تكرار بدهد شنونده را تكان بدهد اذان انقلابي باشد به محض شنيدن همه در مساجد حاضر شده صفوف جماعت را با نظم و ترتيب كامل پركنند صف آرائي را ياد بگيرند خودشان را براي ايستادن در صف دفاع و جبهه و جنگ آماده سازند معناي حي علي خيرالعمل را بفهمند.با توجه به صفحه 27 همين كتاب وجه تناسب گفتن((حي علي خيرالعمل)) در اذان به نظز حقير اين است كه آشنا كردن مردم به ولايت اميرالمومنين(ع) و همچنين ياد دادن راه و رسم بر و احسان به فاطمه(س) بايد در ضمن نماز جماعت صورت بگيرد.متاسفانه مردم به جماعت چندان علاقه ندارند اكنون كه اسلامي شده هر هفته چندين بار در صداوسيماي جمهوري اسلامي از نماز جمعه گفتگو مي كنند ولي از نماز جماعت حتي يكدفعه سخن نمي گويند در صورتي كه اين زيربنا است، پايه را بايد قرص كرد همانطوريكه در كتاب درثمين و ماءمعين شرح داده ام، مرحله اول انسان سازي و اجتماع سازي جماعت است در مرحله دوم جمعه و در مرحله سوم حج و زيارت خانه خدا ، افسوس از هيچ يك از اين ها آن طوري كه بايد و شايد بهره برداري نمي شود.مثل اين كه بعد از اين هم نمي خواهند بكنند وظيفه امام نمازخواندن و برگشتن وظيفه مامومين هم خم و راست شدن بوده و بس.شهادت به ولايت را بعد ازاين كوركورانه نگويند ، اين جور بگويند((اشهد ان عليا امير المومنين و ولي الله )) يكبار بگويند و بس و جهت فهميدن اصل  مطلب اين كتاب را خوب مطالعه نمايند اذان بي مغز وبي روح نباشد،نماز بي روح نباشد اگر هنگام شروع به نماز و دست بلند كردن براي تكبيره الاحرام هدفش پشت گوش انداختن هر خاطره و هر اراده و عظمت جز ذات احديت بود نتيجه اش سلامتي از ارتكاب معاصي و سلامتي از همه بلاهاي دنيا و آخرت خواهد بود و لذا فرموده اند تحريم نماز تكبير و تحليل آن تسليم است. ا ين جور نماز هم به خود و هم به ديگر نمازگزاران مژده سلامتي مي دهد و با اين جمله دل نواز نمازش را ختم مي كند((السلام علينا و علي عبادالله الصالحين)) سلام و سلامتي از خداوند عالم بر ما نمازگزاران و تمام بندگان خوب و صالح او،اين جور نماز مايه تقرب و سبب قرب و منزلت مي باشد نه هر نماز توخالي.

((برگرفته ازكتاب راهنماي حقيقت يا شيعه چيست و كيست - ص 245_ 248  _ تاليف آيت الله سيد مجتبي حسيني مير صادقي زنجاني))

نوشته شده توسط سید محسن در ساعت 21:50 | لینک  |